يادداشت سبزوار:

سبزوار آنلاين: يادداشت هايي درباره شهرستان سبزوار

يادداشت

تاریخ يادداشت: 26 تير 1393 / کد مطلب: 2783 / بازدید: 3796 / اظهار نظر: 1




دهه فجر سال گذشته بود که ساختمان جديد دفتر خبري صدا و سيما در سبزوار افتتاح شد. بودن دفتر خبري صدا و سيما براي يک شهرستان مزيت و فرصت بي نظيري براي پوشش اخبار آن شهر و از آن مهم تر معرفي و شناساندن تاريخ، فرهنگ و هنر آن شهر و منطقه در رسانه ها است. به عبارت ديگر بودن دفتر صدا و سيما در هر شهري مي تواند آن شهر را "رسانه اي" کند. اما استفاده از اين مزيت و فرصت براي شناساندن آن شهر البته "اگر"هايي دارد و هوشمندي، حرفه اي گري و درايت مي خواهد. با افتتاح ساختمان جديد انتظار مي رفت شاهد فعاليت گسترده تر و مهم تر از آن عميق تر و حرفه اي تر دفتر خبري صدا و سيما در سبزوار باشيم. حال با گذشت حدود ۵ ماه آيا اين چنين شده است؟

روزانه حدود ۷۰-۸۰ گزارش از استان ها و شهرهاي مختلف و حدود ۲۰-۳۰ گزارش از نمايندگي هاي صدا و سيما در خارج از کشور ارسال مي شود. تازه اين ها غير از اخبار و گزارش هاي سراسري است که در مرکز توليد مي شود. از بين همه گزارش هاي توليدي مراکز استان ها و خارجي تنها حدود ۱۰ گزارش فرصت پخش در شبکه هاي سراسري صدا و سيما پيدا مي کنند. اين آمار را از آنجا مي گويم که ما در اداره کل اخبار صدا به همه اخبار و گزارش هاي ارسال شده از استان ها و مراکز خارج از کشور دسترسي داريم و مي بينيم. چون اين گزارش بايد ديده شوند و آنهايي که قابليت پخش در شبکه هاي سراسري دارند براي پخش آماده شوند. حال با اين حساب، فرض کنيد يک گزارش ارسالي از مراکز استان ها و شهرستان ها چه ويژگي هايي بايد داشته باشد تا قابليت پخش را در شبکه هاي سراسري صدا و سيما پيدا کند؟ برشمردن اين ويژگي ها يک دوره و کارگاه جداگانه مي خواهد که جاي پرداختن آن در اين مجال نيست اما در اين نوشتار به اختصار به برخي از ويژگي هايي که موجب مي شود بسياري از گزارش هاي شهرستان ها در شبکه هاي سراسري پخش نشود اشاره مي کنيم. البته خيلي از گزارش هايي که درباره سبزوار از مرکز مشهد ارسال مي شود نيز اين ويژگي ها را دارند بنابراين معمولا از شبکه هاي سراسري پخش نمي شوند.

۱- طبيعي است گزارش هايي از شبکه هاي سراسري پخش مي شوند که يا رويکرد ملي و مخاطب عمومي داشته باشند و يا درباره موضوع منحصر به فرد و خاصي باشند. اما بيشتر گزارش هايي که از مراکز استان ها ارسال مي شوند چون در شهرستان توليد مي شوند رويکرد محلي و استاني دارند. نگاه ملي دادن به يک گزارش هوشمندي و ظرافت خاصي مي خواهد که اين به هنر خبرنگار و گزارش گر بستگي دارد. مثلا مي شود گزارش در شهرستان توليد شود اما به يک سوژه و موضوع ملي پرداخته باشد. و يا مي شود يک سوژه خاص و منطقه اي را با ظرافت با يک موضوع ملي و کشوري پيوند داد تا گزارش قابليت پخش در شبکه سراسري داشته باشد. و يا مي شود يک سوژه منحصر به فرد در شهرستان يافت و درباره اش گزارش درست کرد که به خاطر همان تک بودنش فرصت پخش در شبکه هاي سراسري پيدا کند. حتي مي شود درباره يک سوژه و موضوع دو گزارش جداگانه درست کرد يکي با نگاه استاني براي پخش در شبکه استان و يکي با نگاه ملي براي پخش در شبکه هاي سراسري. و موارد ديگر. از اين نمونه ها مي شود در سبزوار پيدا کرد و گزارش درست کرد که قابل پخش در شبکه هاي سراسري باشد.

۲- گزارش هاي مراکز استان ها و شهرستان ها عموما حادثه محورند. يعني منتظرند اتفاقي بيفتد و اين ها گزارشي از آن درست کنند و بفرستند، مثلا تصادفي رخ دهد، همايشي در آن شهرستان برگزار شود، يا مقامي به آن شهرستان سفر کند و از اين قبيل. روشن است گزارشي از يک اتفاق شهرستاني تهيه و ارسال شود شانس بسيار کمي براي پخش در شبکه سراسري خواهد داشت مگر اينکه آن حادثه خيلي خاص باشد و يا ويژگي خاصي ديگري داشته باشد که اين موارد نادرند. نياز به تکرار نيست که "سوژه يابي" اولين ويژگي هر خبرنگار و گزارشگر است و پرداختن به آن سوژه به نحوي که قابليت پخش سراسري پيدا کند خلاقيت و ظرافت دو چندان مي خواهد.

متاسفانه بيشترين و عمومي ترين سوژه اي که در ذهن گزارشگران شهرستان ها وجود دارد همين "حادثه" محور بودن است. گزارش هاي حادثه محور بيشتر براي شبکه استاني خوبند و براي آنجا کاربرد دارند. دفتر خبري صدا و سيما در سبزوار علاوه بر اين گزارش هاي حادثه محور مي تواند گزارش هايي درباره موضوعات و سوژه هاي ديگر با نگاه ملي درست کرده و براي پخش در شبکه هاي سراسري ارسال کند.

۳- بشدت معتقدم بسياري از خبرنگاران و گزارشگران شهرستان ها ظرفيت ها و توانايي هاي شهر و منطقه شان را نمي شناسند. گفتم "بشدت معتقدم" چون اين ناآشنايي هم از گزارش هايي که مي فرستند مشخص است و هم به خاطر سفرهايي که به استان ها و شهرستان هاي مختلف رفته ام بارها با چشم خودم ديده ام. گاه شده است اطلاعات من که يکي دو سفر به جايي رفته ام از گزارشي که گزارشگر آن مرکز فرستاده بيشتر و کامل تر بوده است. بسياري از سوژه ها و موضوعات در شهرستان ها هستند که اگر درست به آنها پرداخته شود قطعا قابليت پخش سراسري دارند. اين وظيفه مراکز صدا و سيما، رسانه ها و گزارشگران شهرستان ها هستند که اين ظرفيت هاي مغفول را کشف کرده و به آنها بپردازند. مثلا ۸۰ درصد گزارش هايي که از مرکز صدا و سيماي زاهدان ارسال مي شود حادثه محور و درباره اتفاقاتي است که در آن استان مي افتد که بيشتر آنها هم منفي است؛ درباره بمب گذاري، قاچاق يا مشکلات مرزي و غيره. در حالي اگر فقط از نظر ميراث فرهنگي و گردشگري حساب کنيم استان سيستان و بلوچستان يکي از غني ترين استان هاي کشور است و بسياري از اين آثار هم منحصر به فرد و در حد ملي است. به جرات مي گويم - چون چندين بار رفته و ديده ام- آثار باستاني و تاريخي سيستان و بلوچستان چندين برابر استان هايي است که در اين زمينه اسم و رسمي دارند مانند يزد، کرمان و خيلي از استان هاي ديگر. يکي از آنها شهر سوخته بود که همين امسال در يونسکو ثبت جهاني شد. سيستان و بلوچستان در حالي يک از محروم ترين استان هاي کشور است که به نظرم اگر فقط به ميراث فرهنگي و گردشگري اين استان توجه شود مي تواند يکي از آبادترين استان هاي کشور باشد.

اکثر قريب به اتفاق گزارش هايي که تا حالا از سبزوار ارسال شده و ما ديديم نيز "حادثه محور" و درباره تصادفات جاده اي، راه بندان به خاطر برف، برگزاري همايش و از اين قبيل بوده است. ما تا حالا گزارشي درباره مثلا آتشکده آذربرزين مهر که سومين آتشکده ساساني ها بوده نداشته ايم و يا گزارشي درباره آبشار بفره که بلندترين آبشار شرق کشور است. سبزوار در برخي از محصولات کشاورزي رتبه اول در کشور را دارد مثل فلفل و غيره، ما تا حالا گزارشي درباره اين محصول و يا فصل برداشت آن داشته ايم. اگر کمي خلاقيت چاشني اش شود نمي دانيد با تصاوير قرمز و رنگي مزارع فلفل چه گزارش زيبايي در خواهد آمد. مگر ما گزارش هايي از شهرهاي مختلف درباره برداشت خرما يا پسته و انار و محصولات ديگر نداريم، چرا گزارشي از دفتر خبري سبزوار نداشته باشيم که بزرگترين توليد کننده فلفل در کشور است؟ اصلا دفتر خبري سبزوار تا حالا چند تا گزارش از کشاورزان و دامداران موفق داشته است و يا درباره مسائل و مشکلات آنها آيا گزارشي داشته است؟ و يا چند سال پيش بنياد شهيد يادمان شهداي شم آباد را بعنوان نماد شهداي روستايي کشور اعلام کرد نمي دانم دفتر خبري صدا و سيما اصلا از چنين چيزي خبر دارند؟ چرا گزارشگران اين دفتر تا به حال گزارشي درباره روستاي شم آباد درست نکرده اند؟ اصلا چرا راه دوري برويم، چند سال است که براي ثبت روز بزرگداشت بيهقي در تقويم رسمي کشور تلاش مي کنيم که هنوز به نتيجه نرسيده ايم. در همه اين سال ها دفتر خبري صدا و سيما چند تا گزارش درباره بيهقي درست کرده و فرستاده است تا در شبکه هاي سراسري پخش شود؟ آيا اصلا گزارشي درست کرده است؟ درباره حاج ملاهادي سبزواري و دکتر شريعتي و غيره چند گزارش درست کرده است. در حالي که دفتر خبري صدا و سيما در سبزوار هر سال بايد براي اين بزرگان گزارش هاي جداگانه اي براي استان و سراسري دست کند. اين کاري است که دفاتر خبري شهرهاي ديگر هر سال براي بزرگان شان مي کنند.

اگر بخواهيم يکي يکي بشماريم از اين نمونه ها کم نيست، اما کشف و انتخاب سوژه خوب از اولين ويژگي هاي هر خبرنگار و گزارشگري است. حال بايد از دفتر خبري صدا و سيما و گزارشگران آن پرسيد چقدر ظرفيت هاي پنهان و مغفول منطقه سبزوار مي شناسند؟ چقدر براي شناساندن اين ظرفيت ها در سطح ملي کار کرده اند؟

وقتي با خبرنگاران مراکز صحبت مي کنيم اين جمله را زياد مي شنويم که مي گويند: "سوژه نيست." بله، اين درست است؛ اگر آنها چشم به در بدوزند و منتظر باشند که اتفاقي بيفتد يا حادثه اي رخ دهد تا بروند يک گزارش دو سه دقيقه اي براي اخبار استان بگيرند. مگر در يک شهر هر روز يا هر هفته چند تا حادثه اتفاق مي افتد که ارزش خبري داشته باشد. در حالي که در همان شهر يا استان سوژه هاي فراواني براي گزارش وجود دارد که اصلا به فکر آن خبرنگاران نمي رسد و به سراغش نمي روند. دفاتر خبري صدا و سيما در هر شهري اگر خلاقيت، هوشمندي و شم خبري داشته باشند مي توانند مستندهاي گزارشي بسيار خوبي درباره سوژه هاي مختلف تهيه و ارسال کنند. اولين خلاقيت و هوشمندي هر خبرنگاري پيدا کردن و به عبارتي خلق سوژه است، بنابراين اين که "سوژه نيست" به هيچ وجه درست نيست و بيشتر عجز و ناتواني خبرنگار و آن دفتر را مي رساند.

۴- گزارش هايي که از شهرستان ها مي آيد به شدت از فقر تحقيق و پژوهش رنج مي برند. البته فقر پژوهشي در بسياري از گزارش ها و برنامه هايي که در شبکه هاي سراسري صدا و سيما هم توليد مي شود هست اما اين مشکل در گزارش هاي شهرستاني بيشتر است. گزارش تا پژوهش پشتش نباشد استخوان دار نمي شود.

پژوهش پايه هر گزارش خوب است و تصوير و متن و بقيه چيزها بايد براي ارائه بهتر پژوهش باشد. نهايت کاري که خبرنگاران و گزارش گران شهرستاني مي کنند مصاحبه با دو کارشناس -خيلي از گزارش ها که همين حداقل را هم ندارند- درباره آن موضوع است. مصاحبه با کارشناس وقتي خوب است که قبلش پژوهشي درباره موضوع گزارش صورت گرفته باشد تا يافته هاي جديد ارائه شود، سوال هاي جديد پرسيده شود. اساسا تا پژوهشي نباشد گزارش سر و ته نخواهد داشت و فقط يک سري تصاوير و مصاحبه است که به هم چسبانده شده اند. پژوهش هم البته وقت مي برد و زحمت مي خواهد که متاسفانه ما کمتر اهل اين جور چيزها هستيم و همه چيز را آماده و مهيا شده مي خواهيم.

۵- شهرستان ها مي توانند درباره سوژه ها و موضوعات عمومي گزارش درست کنند اما با ويژگي ها و فضاي خاص آن شهرستان که همان حال و هوا و فضاي خاص شهرستان شانس پخش گزارش را در شبکه هاي سراسري بيشتر مي کند. متاسفانه بسياري از گزارش هايي که از مراکز استان ها مي آيد هيچ رنگ و بو و نشانه گذاري هاي آن استان و منطقه را ندارند و اصلا بوي آنجا را نمي دهند. يعني اگر اسم شهر و استان را از زيرنويس گزارش حذف شود انگار گزارش در خيابان هاي تهران درست شده است. نه فضاي گزارش فضاي آن شهرستان است و نه آدم ها فرق کرده اند. حتي گاه حرف زدن آدم هم مانند تهراني هاست؛ اصلا ادبيات، ادبيات تهراني هاست.

متاسفانه اين هم از آفت هاي تلويزيون است که ادبيات يکدستي را در همه موضوعات رواج مي دهد و در شهرستان ها هم همان را مو به مو تقليد مي کنند. چنانکه انديشمندان گفته اند و مي دانيم، اساسا يکدست کردن آدم ها و جامعه يکي از ويژگي هاي بارز و آفت هاي تلويزيون است. متاسفانه بسياري از گزارشگران مراکز استان ها و شهرستان ها اين تقليد را با نيت خير و به اميد پخش گزارش شان انجام مي دهند اما غافلند از اين که اگر قرار بود گزارشي که از سبزوار مي آيد با گزارشي که از تهران آمده است هيچ فرقي نداشته باشد، خوب سردبير همان گزاش تهراني را پخش مي کند چرا به سراغ گزارش شهرستاني برود؟ از اين موارد در گزارش هايي که از شهرستان ها مي آيدکم نيست؛ يعني گزارش هايي که هيچ نشانه گذاري آن شهر يا منطقه را ندارند.

۶- در گزارش هاي ارسالي در نظر گرفتن موقعيت زماني و مکاني و شرايط روز هم اهميت دارد. خيلي مواقع هست اگر گزارشي امروز فرستاده شود امکان پخش آن صفر است اما اگر همين گزارش در يک موقعيت يا شرايط زماني ديگر فرستاده شود درصد پخش گزارش تا حدود زيادي افزايش مي ياد. مثلا روز نيمه شعبان که آيين تاريخي استقبال از امام زمان (ع) سربدارن در سبزوار برگزار شد گزارشي از دفتر خبري صدا و سيما در سبزوار تهيه شده و مرکز خبري مشهد آن را فرستاده بود پخش نشد چون سردبير نپسنديد و گفت چيز خاصي ندارد. براي تهيه گزارش هر چه به آقاي طالبي شهردار زنگ زديم و حتي پيامک فرستاديم جواب نداد در نتيجه نتوانستيم گزارش بگيريم.
بنابراين خبر مکتوبش را زديم که همان در بخش هاي خبري پخش شد. چنين گزارشي فقط در روز نيمه کاربرد دارد اگر اين گزارش فرداي نيمه شعبان بيايد اصلا پخش نخواهد شد. منظور اين است که دفتر خبري صدا و سيما و گزارشگران بايد سرعت عمل داشته و موقعيت شناس باشند. به عبارت ديگر در ارسال گزارش ها هوشمندانه عمل کند و موقعيت هاي زماني، مکاني و شرايط روز را در نظر بگيرند.

۷- گزارش هاي شهرستان ها خيلي يکدست و کليشه اي شده است و اگر اسم شهرستان و مرکز را برداريم بيشتر آنها شبيه هم است. يعني تقريبا همه گزارش ها تشکيل شده است از يک يا دو مصاحبه به اضافه تصاوير آن واقعه و اتفاق. در بيشتر گزارش ها نه تصاوير خاص و تازه اي مي بينيم، نه حرف هاي تازه مي شنويم، نه خلاقيتي در چينش و ترکيب گزارش وجود دارد، نه پلاتو و نريشن جديدي دارد، نه به قلم زيبايي نوشته شده است. جملات کليشه اي، تکراري و رسمي در متن و نريشن گزارش ها بيداد مي کنند. همه اين موارد از اصول حرفه اي يک گزارش خوب است اما اين اصول در گزارش ها وجود ندارد و يا به ندرت مي بينيم. اگر دقت کنيد بييشتر گزارشگران شهرستان ها نه تنها در متن ها که حتي در لحن و گويش و خوانش گزارش هم سعي مي کنند از فلان گزارشگر رسمي و مشهور صدا و سيما تقليد کنند. اين لحن، گويش و خوانش وقتي تقليد مي شود حالت مضحک و مسخره اي پيدا مي کند که حسابي توي ذوق مي زند؛ و خلق را تقليدشان بر باد داد.

متاسفانه در بيشتر گزارش هاي شهرستان ها کمتر خلاقيت، ابتکار و زاويه نگاه تازه مي بينيم. خيلي از گزارش هايي که ارسال مي شود حتي ابتدايي ترين اصول حرفه اي را هم ندارند. اولين اصل يک گزارش خوب، انتخاب تيتر يا عنوان جذاب و زيبا براي آن است. تيتر و عنوان هر چه جذاب تر و متفاوت تر باشد امکان اين که بيشتر مورد توجه قرار گيرد بيشتر است. تصور کنيد سردبيري که در فلان شبکه سراسري نشسته است بايد انبوه گزارش هاي ارسالي را ببيند و يکي يا دو تا را انتخاب کند؛ انگشت اين سر دبير خود به خود روي گزارش کليک مي کند که عنوان جذاب تري داشته باشد. بسياري از گزارش هاي شهرستان ها به خاطر همين عنوان بد داشتن اصلا باز نمي شوند و سر دبير به سرعت از آنها مي گذرد. مثلا فرض کنيد گزارش از سبزوار درباره نکوداشت استاد سبزواري آمده است. براي اين گزارش تيترهاي مختلفي مي شود زد: نکوداشت حميد سبزواري، نکوداشت شاعر انقلاب، نکوداشت خالق شعر ماندگار "خميني اي امام"، نکوداشت حميد سبزواري؛ خالق ماندگارترين سروده هاي انقلاب و غيره. شما باشيد کدام تيتر را مي زنيد. انصافا اگر شما سردبير فلان بخش خبري باشيد و انبوه گزارش ها جلوتان باشد روي کدام عنوان مکث و حداقل روي آن کليک خواهيد کرد؟
به جرات مي توانم بگويم اگر گزارشي بيايد با عنوان "نکوداشت حميد سبزواري"، سردبير به سرعت رد مي شود و اصلا بازش نمي کند و يا احتمال اين که بازش کند خيلي کم است. بنابراين هر چه هم شما زحمت کشيده باشيد از بين مي رود؛ به همين سادگي.

و يا يکي از ابتدايي ترين اصول گزارش حرفه اي آن است که با هر کس در زمينه تخصص و حوزه کاري اش مصاحبه شود و يا با افراد مرتبط با سوژه گفتگو کنيم. مثلا باز فرض کنيد گزارش نيکوداشت استاد سبزواري آمده است و در آن با نماينده يا فرماندار يا امام جمعه شهر گفتگو شده است. و يا با يک شاعر محلي و شهرستاني گفتگو شده است که اصلا شناخته شده نيست. معلوم است که وقتي سردبير اين گزارش را مي بيند اصلا استفاده نمي کند. با نماينده يا فرماندار بايد حوزه کاري خودشان بايد مصاحبه کرد. استاد سبزواري يک چهره ملي است بايد با شاعران کشوري که هم سطح او هستند گفتگو کرد و در گزارش گذاشت نه با شاعري که هم پايين تر و هم ناشناخته تر از است. شايد اين ها ابتدايي به نظر برسد اما ما که هر روز گزارش هاي شهرستان ها را مي بينيم از اين موارد به وفور در گزارش ها ديده مي شود. به خاطر رعايت نکردن همين اصول اگر موضوع مهم باشد خيلي وقت ها مجبور مي شويم خودمان گزارش را دوباره بگيريم.

به هر حال هر چه اين اصول حرفه اي (تصاوير ناب، پرداخت خوب، زاويه نگاه جديد، حرف هاي نو، چينش و ترکيب تازه، شروع و پايان جذاب، متن و نريش متفاوت، قلم زيبا و تيتر جذاب) بيشتر در گزارش ها رعايت شده باشد احتمال پخش آن در شبکه هاي سراسري افزايش مي يابد. البته اين اصول به سرعت و يک شبه بدست نمي آيد بلکه زحمت و تمرين و خون دل خوردن مي خواهد. مثلا شما اگر بخواهيد از محصول فلفل گزارش درست کنيد بايد به روستا برويد و حداقل يک روز را زير آفتاب عرق بريزيد و يا اگر بخواهيد از آبشار بفره گزارش بفرستيد بايد زحمت رفتن به آبشار و گرفتن تصاوير از نزديک با بر خودتان هموار کنيد.

همه اين نکات و اصول درباره خبرنگاران و گزارشگران نمايندگي هاي خبرگزاري ها و رسانه هاي مکتوب هم صادق است. يعني اگر آنها هم مي خواهند اخبار و گزارش هاي شان درباره سبزوار در صفحات اصلي خبرگزاري هاي رسمي و سراسري منتشر شوند بايد اين ظرافت ها و اصول را رعات کنند.

۸- مراکز صدا و سيما در استان ها و شهرستان ها اگر واقعا به "رسالت رسانه اي" خود عمل کنند، مي توانند مهم ترين عامل تحرک، نشاط و فعاليت در آن استان و شهرستان باشند. دفاتر صدا و سيما هم چنين در حل بسياري از مسائل و مشکلات شهرستان و منطقه نقش مهمي مي توانند داشته باشند. مراکز صدا و سيما چقدر به اين رسالت خود عمل کرده اند؟ متاسفانه بيشتر اين مراکز گرفتار نوعي رخوت و لختي و روزمرگي شده اند و همين کرختي و رخوت، مانع تحرک و نشاط و خلاقيت آنها شده است. اين رخوت و لختي عوامل مختلفي مي تواند داشته باشد و شايد اين عوامل در هر مرکز و دفتري متفاوت باشد اما يکي از عواملي که به نظرم در همه مراکز مشترک است دولتي بودن آنها است. يعني مسئولان، خبرنگاران و گزارشگران در دفتر نشسته و منتظرند که بالا و مثلا از مرکز استان چه دستوري مي رسد و چه مي گويند. هر جايي که آنها گفتند مي روند و هر گزارشي که آنها گفتند تهيه مي کنند. حتي ديده ايم که سوال ها را هم به آنها مي دهند تا همان ها را بپرسند. يعني اين وسط خبرنگار و گزاشگر فقط به يک حمال دوربين و ميکروفون تبديل مي شود و از خودش هيچ اختياري ندارد. با اين کار همه خلاقيت، چابکي و توان خبرنگار و گزارشگر را مي کشند و او هم بعد از چند سال به همين رويه عادت کرده و در سيستم هضم مي شود. اين وضع در گزارش هايي که از مراکز فرستاده مي شود کاملا مشهود است. بله، قبول داريم اين مشکل همه سيستم هاي دولتي است


اظهار نظر

نام:

ايميل:
وب:
شماره امنيتي:
نظر شما:


1 نظر در صف تاييد است.